چ
22:25 1405/5/13 - محمد .الف.
از روزگارِ امروز بنویسم، همین امروزِ امروز مورخ سیزدهم مرداد سال یک هزار و چهار صد و پنج؛ مسیر ها خلوت بود، شهر خالی از سکنه. در سوگ نشسته بودند یا که صفاسیتی خدا می داند. برای رفتن سر کلاس بیش از اندازه خنثی بودم. شاید واقع گرا تر شدم یا که شک کردم ذوق ندارم دیگه. اثرات پا به سن گذاشتن یا که افسردگی؟ برای استاد که هانون می نواختم احساس خوبی داشتم. وقتی هم که "روندو ر ماژور" موتسارت یا چرنی را با تپق می نواختم هراسان نبودم. "آمدن و آموختن" را به "بهترین و بی نقص بودن و تلاش برای برتری" ترجیح دادم.
فردا چهاردهم است.
۱۴ عدد مورد علاقه هم. همینطور دو
-دو؟
-دو ، رِ میییییییی...:"))
